تبلیغات
a حیاط خلوت - داستان کوتاه
حیاط خلوت
  صفحه نخست       |       تماس با مدیر       |       پست الکترونیک       |       RSS       |       ATOM
 

میلاد امام رضا مبارک

   مردی از نوادگان انصار خدمت امام‏ رضا علیه‏السلام رسید. جعبه‏ای نقره‏ای رنگ خدمت امام تقدیم نمود و گفت: «آقا! هدیه‏ای برایتان آورده‏ام که مانند آن را هیچ کس نیاورده است.» بعد در جعبه را باز کرد و چند رشته مو از آن بیرون آورد و گفت: «این هفت رشته مو از پیامبراکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است که از اجدادم به من رسیده است». حضرت رضا علیه‏السلام دست بردند و چهار رشته مو از هفت رشته را جدا کردند و فرمودند: «فقط این چهار رشته، از موهای پیامبر است». مرد با تعجب و کمی دلخوری به امام نگاه‏کرد و چیزی نگفت. امام که فهمیدند مرد ناراحت شده است، آن سه رشته مو را روی آتش گرفتند. هرسه‏ رشته سوخت، اما به محض این که چهار رشته موی پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله روی آتش قرار گرفت شروع به درخشیدن کرد و برقشان چهره مرد عرب را روشن کرد.

نظر فراموش نشه

 

 






نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : امام رضا، پیامبر، احسان، عزیزی پور، عزیزی، میلاد امام رضا، مبارک، داستان کوتاه،
ارسال شده در: جمعه 15 مهر 1390 :: توسط : احسان عزیزی پور


 
درباره وبلاگ
مدیر وبلاگ : احسان عزیزی پور
نویسندگان
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :